اخبار برگزیده

دوازده بهمن / گفت دختر انقلابم...

گفت دختر انقلابم...
کدام دختر؟کدام انقلاب؟
گربه ی کوچک ما تمام واژه ها را با یک صوت نعره میزند.اما بعضی صدای طوسی رنگ موذن و بعضی صدای اذان پیش از اعدام است. گربه ی دریده ی سال های دور که دیگر از موش هم میترسد. خواستم از سن و سال او نوع انقلابی بودنش را تشخیص دهم. به صدایش که گوش کردم بیست و چندی سال بیشتر نمیزد اما چشمانش مرا یاد چشمان زن میان سال غمگینی انداخت. شاید مادرم. شاید مادربزرگم. شاید زن همسایه. شاید هرزن میان سالی که تاکنون اطرافم دیده ام. دستانش ظریف و جوان بود اما راه رفتنش شبیه بازگشته از امضای طلاق،مایوس و خمیده بود. هرچه بیشتر کنکاش میکردم بیشتر گم میشدم.
تو از کدام نسلی؟همان نسلی که بدون روسری خواستار مذهب شدند یا نسلی که با روسری، مذهب را به چوب بستند و سر چهار راه ها پرچم اعتراضشان باد را لرزاند. دختر کدام انقلاب؟
انقلاب...واژه ها تراش خورده است. هر دوسوی آن برنده شده. از انقلاب پیشین حسرت مانده و از انقلاب حاضر شلاق. دختر انقلاب های دور و نزدیک روحی محسور و تنی دردناک دارد.
انقلاب کردیم به انقلاب رسیدیم. چندین دهه سکون. گذر زمان را تنها و تنها از چهره ی مادرهایمان فهمیدیم.
گلبرگ


دوازده بهمن / گفت دختر انقلابم...

دوازده بهمن / گفت دختر انقلابم...

دوازده بهمن / گفت دختر انقلابم...

 


منبع این نوشته : منبع
آخرین جستجو شده ها